تبليغاتX
بهترين ملودي ها را برايت مي نوازم تا زنده هستم
بهترين ملودي ها را برايت مي نوازم
 
.



| *| نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 0:7 توسط طاها |
.



| *| نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 23:51 توسط طاها |
.



| *| نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 23:12 توسط طاها |
سلام

سلام

روزي سپري شد به اميدي كه شب آيد          شب آمد و ديدم به دلم تاب و تب آمد

اي دوست دعا كن من بيچاره مبادا                در حسرت ديدار تو جانم به لب آيد

دوستت دارم



| *| نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 0:42 توسط طاها |
عيدتان مبارك

عيدتان مبارك

عيد سعيد قربان بر همه گان مبارك باد . 

زندگي 

 



| *| نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 15:28 توسط طاها |
نوشته هاي مرضيه براي من

تو را دوست دارم

آتشي كه در نهاد من قرار گرفته و راه زندگي را فرا راهم روشن نگه مي دارد . مي دانم اگر شعله هاي اين آتش به خاموشي بگرايند من نيز چون درختي كهنسال كه از ريشه بركنده شود . از بين خواهم رفت . ديگر مرده اي متحرك بيش نيستم . آن آتش حيات بخش محبت است كه شعله هايش سراسر وجودم را پركرده ، دوست دارم تو را در آغوش كشم ، تا جان لرزان مرا با گرماي وجودت اميد بخشي . دوست دارم در كنارم باشي تا به قدم هايم تحرك بخشي ، دوست دارم در تو فرو روم تا جسم و جانم از وجود تو رويين تر گردد . كجايي تا هنگام ورودت زمين را با مژه هايم جارو كنم . با برگ گل فرش كنم ، زمين تنم را آب زنم ، خار و خاشاك را از سر راهت دور ريزم و تو را بر تخت قلبم نشانم و بر دستانت بوسه زنم و از دست تو جامي بنوشم تا وجود مرا از خود پر كني و من چون تو سرشاز از مهر دوستي و سبزي گردم ، آري رنگ زيباي سبز را به دليل اينكه نشاني از توست دوست دارم . به اميد انكه همه عاشق و دوست دار سبز باشند .

 

در كوچه باغ هاي كودكيم ، يك روز وقتي كه آفتاب

روي سفال هاي محدب نارنجي

سرمشق مي نوشت

آويختم به شانه ي يك ديوار

سنگي زدم به ابر

ديدم كه درد

رعدي شد و ميان دلش پيچيد

آن وقت اشك

باريد از چشم سياه او

سرمشقها خط خورد و جاري شد

آن گاه آفتاب

از بام هاي زرد و سفالي

آرام پر كشيد .

 

 مرضيه



| *| نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 23:9 توسط طاها |
مطالب وبلاگ دوستم را خواندم نوشتم .

پاره اي وقت ها ، دلتنگ و سرشار از حس بودن و نبودن
تمام آسمان مهتابي را مي گردي
و باز نگاه مي كني به آسمان و ... تنها يك ستاره از همه فانوس ها ي شهر
آن بالا بالاها ، روشن ترين است
عشق همان چلچراغ است
و تنها عاشقان اهل رنجند
و من عشق را پيراهن خود كرده ام .

نازنين تو مي تواني كنار جاده منتظر بماني تا آواز از راه برسد و شادمانه دستمال صورتي خود را برايت تكان دهد تو مي تواني عبور قطار ها ، بارش ابرها و پر كشيدن چلچله ها را ببيني تو مي تواني بر سينه ي همه ي درخت ها و پنجره ها بنويسي ، تو را دوست دارم . چرا نشسته اي ؟ چرا اين همه عابري را كه مشتاقانه به سوي عشق مي روند نمي بيني ؟ چرا به كاج ها و علف ها سلام نمي كني ؟ چرا دست هاي بسته ات را به زيارت يك ضريح غريب و روشن نمي بري ؟
چرا سكوت كرده اي ؟ چرا آسماني را كه هر روز بالاي سرت نفس مي كشد نمي بيني ؟ چرا مزرعه هاي مهرباني ، دشت هاي صفا ، كوهستان ها وقار و دريا هاي ايثار را از ياد برده اي ؟
تو مي تواني عاشق باشي و هر صبح خروسخوان دنيا را با ترانه اي بيدار كني و تو مي تواني آغوش خود را بر روي هر كه و هر چه دوست داري بگشايي هر سال بهار به خاطر سرو ها و ستاره ها شكوفه كني .
چرا غمگيني ؟ تو مي تواني نيل را در دستانت بگيري و ماه را به ضيافتي در زمين مهمان كني و از باغ حوا عطر هاي تازه بياوري . تو مي تواني بي هيچ دغدغه اي از جنگل هاي وحشي بگذري و صداي قناري ها را به شاخه هاي برگ بدهي .
و تو مي تواني هر وقت كه بخواهي از نردبان نور بالا بروي و به خداوند كه همچنان به تو نزديك است بگويي دلت برايش تنگ شده است .



| *| نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 23:6 توسط طاها |
نوشته هاي دوستم را خواندم برايش نوشتم ...

آسمون بي ستارهآسمون بي ستاره

دوستت دارم

سلامي به وسعت و به بزرگي اقيانوسهاي بيكران

عزيزم باز هم مثل هميشه نثرهايت را عالي و آنچه كه در در اتاق كوچك قلبت بود را به زبان لالي كه معني و مفهومش يه عالمه است را نوشتي . چه قدر خوب نوشتي . هم چنان كه مي خوانم نثرهايت در رودخانه قلبم جاري مي شود و مثل طوفان سهمگيني در دلم غوغا به پا مي كند . صفحاتي که سطر به سطرآن نام و عكس طاها و عشق تو به او را در خود جاي داده هر روز به دنبال خود يدك مي كشم تا هر صفحه از دفتر خاطراتم را با نام تو و ياد آن عزيز پر کرده و سرانجام به زيباترين نکته هستي برسم و بنويسم طاها جان! مادر شما رو دوست دارد و فقط به ياد تو و به خاطر تو مي نويسد .

گل من! همه چكاوك هاي غم ديده و بال شكسته بايد از شما درس بگيرن و جرأت پرواز داشته باشن . صبر و بردباري و مهربانيت را تحسين مي كنم و آفرين بر شما .

گلم ، عزيزم ! همه دراين بيابان خشک زندگي با کوله اي از غم و غصه مي روند و مي ايستند تا شايد جرعه اي از عشق نصيب آن ها شود اما چه حيف كه اين روزگار لعنتي بدتر از همه گرفتاري هاي اون ها رو دوچندان مي كنه .

گلم اميدوارم همان طور كه تونستي خار هاي خشن روزگار رو با صبر و استقامت بشكني زندگيتون پر از خوشي و شادي باش .

نازنينيم! من هميشه در برگ برگ دفتر خاطراتم به ياد او مينويسم و خواهم نوشت تا زماني که شما مي نويسيد و من زنده ام . خيلي سخته ولي خواهم نوشت چون از شما درس آموختم كه خودم باشم ، استوار و محكم بايستم و از هركس بياموزم او را دوست دارم پس گلم شما رو خيلي دوست دارم .

تا مطلب بعدی تون خدا نگهدار

طاها 
دوستت دارمدوستت دارمدوستت دارمدوستت دارم

بيا مهدي شب هجران سحر كن

 

بگذار گريه كنم

بگذار گريه کنم ...نه براي تو....؟ براي عشق که مرده است بگذار گريه کنم ...نه براي تو....؟ براي صداقت که کمرنگ شده است بگذار گريه کنم...نه براي تو...؟ براي ارزوها که ازبين رفته اند بگذار گريه کنم...نه براي تو...؟ براي غم ها که يکنواخت شده اند بگذار گريه کنم...نه براي تو..؟ براي محبت ها که ساکت شده اند .

آسمون بي ستاره

کاشکی ندونی وقتی که میرم

کاشکی ندونی بی تو میمیرم

مرگ قناری دیدن نداره

گلی که خشکید چیدن نداره

میرم از اینجا وقتی که خوابی

من اهل خشکی تو اهل آبی

این نامه از دختر کویره

وقتی میخونیش که خیلی دیره

میرم از اینجا با پای خسته

با چشمی گریون قلبی شکسته

بغضی هنوزم مونده تو سینه

دوری چه سخته قسمت همینه

 


داستان عشق ما شد هیچ هیچ  

 عشق در چشمان ما شد هیچ هیج

 دل نه از اسرار خود دم می زند 

 این  فــغان  از جـور  آدم  می زند

 نیست شد آن شور بی پایان  ما 

رفت   مسـتی  از سر  رنــدان  ما

ناز از چشمان آهو  پــر  کشیــد

عشق چون باز از سر کو پرکشید

مردمان نا مردمی ها می کـننــد  

 آن دگر  در کار ایــنها  مـی کنــنـد

  دلبران هوش از سر ما می برند

جامه  از  دلهای   دیگر  می درند

راه دل از راه مه رویان جداست

هرچه جز عشق این میان گویی رواست


اگه دستم به جدایی برسه

 اونو از خاطره ها خط میزنم  

از دل تنگه تمومه آدما 

از شب و روز خدا خط میزنم

اگه دستم برسه به آسمون

 با ستارها قیامت میکنم

نمیذارم کسی عاشق نباشه

ماهو بین همه قسمت میکنم

وقتی گاهی منو دل تنها میشیم 

حرفای نگفتنی را میشه دید

میشه تو سکوت بین ما دوتا 

خیلی از ندیدنی ها را شنید

قصه جدای ما ادما 

قصه دوری ماست از خودمون

دوری منو تو از لحظه عشق

قصه سادگی گمشدمون 

دوستت دارم

 



| *| نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 و ساعت 0:10 توسط طاها |
نوشته هاي دوستم را خواندم برايش نوشتم ...

نوشته هاي دوستم را خواندم برايش نوشتم ...

عزيزم سلام .

گلم ! امروز يه حس غريبي داشتم . من مطالبتو خوندم و هزراران بار خودم را در لابلاي نثرت و فرياد درونم را در بين واژه هاي زيباي تنهاييت ديدم با تمام وجود واژه هايت را احساس مي كنم .

اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا

غم با آن همه بيگانگي هر شب به من سر مي زند

نازينين ! ديروز دفتر خاطراتم را آرام آرام ورق مي زدم و واژه هايي را مي ديدم كه هر كدوم از اونها يه عالمه معني رو همراه خودشون يدك مي كشيدن . تنهايي ، غمگيني ، عشق ، محبت ، اميد و ... واژه هايي را مي ديدم آنقدر تاريك و بي رنگ و سياه كه همش بوي غمگيني و تنهايي مي داد و كلمات ديگری را مي ديدم كه هر كسي را اميدوار به آينده مي كرد و در اون گوشه دفتر خاك مي خوردن . همين طور كه ورق مي زدم به برگي رسيدم كه يكي از دوستان در وسط نقاشي كه از يك قطره اشك كشيده بود كه اون اشك ، مدام اشك مي ريخت كلماتي را برايم نوشته كه اون كلمات بدون كم و كاست برايت مي نويسم .

نوشته بود :

ديروز منتظرم فردا را ،شايد آخر ابر احساس تو باران ريزد! شايد آخر بوسه من به لب عکس ترت جان گيرد! شايد اين بغض فروخورده من،بر سر شانه تو سر ريزد! بشکند شيشه تنهايي من و اين همه واژه آه از دلم بگريزد! نه به خوابم که به بيداري خويش،سينه ام سينه ي گرم تو را بفشارد! ولي افسوس و صد افسوس که باز امروزم،با اميدي که کمرنگ تر از ديروز است، به اميد صبح فردا مي ميرد .
دوستي ديگر اين گونه نوشته :

هر وقت يه بوته گل سرخ شکوفا مي شه يه عالمه خار هم رو ساقش هست....يه عالم خاري که هر وقت اون بوته ي گل احساس بزرگ شدن كرد اون خارها هم بزرگتر مي شن .

عزيزم چه زيباست از عشق گفتن و چه زيباست انتظار با همه تلخيهاش...
عزيزم مگه آفتاب گردون دنبال خورشيد تو آسمون نمي گرده . مگه رنگ قشنگشو از خورشيد قرض نمي گيره . مگه خورشيد اون نور طلايشو به اون هديه نمي ده . مگه خورشيد به اون مهربوني هديه نمي ده . مگه خورشيد به اون عشق و صفا هديه نمي ده . مگه بعضي وقتا خورشيد پشت ابر پنهون نمي مونه . مگه خورشيد با اون همه عظمتش غروب نمي كنه . اما عزيزم ... اما عزيزم گل آفتاب گردون با اون همه قشنگياش آفتابو تنها مي زاره . مگه نه اين رسم روزگاره كه بايد عده اي اين طوري تو تنهاياشون غرق بشن، اين روزگار نامروت به اين بزرگي يه كم جا واسه اون دل قشنگشون نمي زاره . درسته عزيزم .

عزيزم بايد به شما آفرين گفت من نمي دونم چه آفريني بايد گفت كه برازنده شما و قلب زلال و صميمي و دوست داشتنيتون باشه قلبي كه آشيونه ي قشنگ چکاوک هاست . خوش به حال چكاوك ها كه بهترين لانه عالم ممكنو براي خودشون انتخاب كردن كه ديگه نزارن كسي به اون راه پيدا كنه . اما مي دونم فاصله ي من و تو اندازه ي دو تا سکوته و يه عالمه تنهايي.....

گلم ! راه زندگي پر از موانع و مشكلات است تنها كسي مي تونه از اين راه پر خطر عبور كنه كه روحش از اميد لبريزباشه ونوميدي در او نفوذ نكنه . عزيزم ! چرخ هاي سنگين وزنگ زده زندگي با دست هاي نامريي اميد مي چرخند . پس خواهش مي كنم به زندگي اميدوار باش .

عزيزم مواظب خودت باش

طاها

آسمون بي ستاره

 

 



| *| نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387 و ساعت 23:59 توسط طاها |
در پاسخ به دوستي كه از خدايي ديگر و ديني ديگر صحبت مي كرد :

در پاسخ به دوستي كه از خدايي ديگر و ديني ديگر صحبت مي كرد :

تو اي دوست عزيز من هر ديني كه داري اين  را بدان كه پروردگار ما خداوند است . خداوندي كه من و تو و اين جهان و خوبي ها و نعمت هايش را آفريده لايق اين هست كه زمان اندكي از طول روز را به ستايش او بپردازيم . ما مسلمانان براي تشكر از خدواند و نعمت هايي كه به ماداده نماز مي خوانيم . به گفته پيامبر ما حضرت محمد (ص) : نماز نور چشم هر انسان مؤمن و مسلمان و ستون دين است . پس ما بايد ستون دين مان را همواره محكم و استوار و پا برجا نگه داريم و ما اين كار را به وسيله ي نماز و برپا داشتن نمازهاي جماعت انجام مي دهيم . نماز خواندن براي مسلمانان واجب است زيرا با نماز مي توانيم با پرودگار خود ارتباط برقرار كرده و با او صحبت كنيم در اين صورت  خداوند حرف دل ما را مي شوند و به ما پاسخ مي دهد . و مشكلاتي كه سد راه ما شده است را از جا برخواهد داشت . همچنين در كتاب الهي ما قرآن كه از زبان خداوند جاري شده است نيز مسئله ي نماز بار ها و بارها بيان شده و ما نبايد از انجام آن سرباز زده و شانه خالي كنيم كه در اين صورت از انجام تكليف شرعي خود سرباز زده ايم . همه ي ما به خداوند متعال وابسته ايم همه فاني هستيم و روزي از بين خواهيم رفت و اين خداوند است كه جاودان باقي مي ماند . آن چيز يا كسي كه تو مي پرستي شايد لايق احترام باشد اما درخور پرستيدن نيست. پرستش فقط شايسته ي خداوند است . نماز راه هدايت همه ي ماست و مانند جاده ايست كه هر چه بيشتر راه برويم بيشتر به مقصد نزديك مي شويم و اگر نمازت را سروقت و مرتب بخواني بيشتر به بهشت برين و جاودان نزديك خواهي شد . اما به خاطر داشته باش كه اين فقط نماز نيست كه تور ا به خداوند نزديك مي سازد بلكه بايد در اين راه به ديگران كمك كني و اعمال و اخلاق نيكو و پسنديده ي تو نيز در اين راستا اهميت زيادي دارد و اين را بدان كه دين ما يعني اسلام كامل ترين ، شايسته ترين و زيباترين دين ها در نزد خداوند است . پس بيا اي برادر و اي خواهر عزيزتر از جانم ، هر ديني كه داري ، با هر مليت و اهل هر كشوري كه هستي همراه من به سوي پروردگارت راهي شو ، پروردگاري كه تو را از خاك همين زمين آفريد و در پايان راهت نيز تو را در همين خاك قرار خواهد داد . و اين وعده ايست كه خداوند به همه ي ما داه است و هر روز اين امر را تكرار مي كند و ما شاهد مرگ افراد زيادي در سطح جهان هستيم و اين نشانه اي است از قدرت و بزرگي خداوند ، خداوندي كه روزي همه ي ما را به سوي خود فرا خواهد خواند و مورد بازخواست قرار خواهد داد و اگر از تو بپرسند كه چرا نماز نخواندي چه جوابي براي اين پرسش داري كه بتواند براي خداوند قانع كننده باشد . بله ، تو هيچ جوابي نداري كه براي پاسخ به اين پرسش بدهي پس به اميد روزي كه با هم و شانه به شانه ي يكديگر در صف هاي بلند و طولاني جماعت ايستاده و نمازمان را برپا داريم . آمين .

                        طاها

 



| *| نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387 و ساعت 23:41 توسط طاها |

 

 


asamoonebisetareh

طاها

asamoonebisetareh

http://asamoonebisetareh.blogfa.com

بهترين ملودي ها را برايت مي نوازم

بهترين ملودي ها را برايت مي نوازم

بهترين ملودي ها را برايت مي نوازم

مي نويسم ، همچنان مي نويسم

بهم نگو ، نمي دونم چه بنويسم

چی بگم که خیلی تنهام میدونی یاری ندارم

چی بگم که غیر غصه دیگه دلداری ندارم

هر کی اومد دو سه روزی از دلم باز ی چه ای ساخت

دلم مثل عروسک ساده بود دل به دلش باخت

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه

عاشقا تنها میمونن تنهایی مرام عشقه


asamoonebisetareh@yahoo.com



بهترين ملودي ها را برايت مي نوازم

بهترين ملودي ها را برايت مي نوازم

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

JavaScript Codes